تاريخچه بازار فارکس

 

تاريخچه بازار فارکس (Forex):

• قبل از جنگ جهاني اول، بانکهاي مرکزي هر کشور پول خود را بر حسب مقدار معيني طلا تعريف مي کردند و ملزم به خريد و فروش هر مقدار طلا با نرخ تعييين شده بودند. اما ذخاير طلاي کشورها محدود بود، بنابراين پول کاغذي پا به ميدان گذاشت. عرضه و رونق پول کاغذي تورم و بي ثباتي سياسي را به دنبال داشت بنابراين نظارت هاي ارزي را مي طلبيد.

 

• در جولای 1944 جنگ جهاني دوم پايان يافت. قرارداد برتون وودز ( نظام پايه طلا – ارز) دلار آمريکا را به عنوان يک پول و ذخيره بين المللي برگزيد (در واقع دلار فرزندي است که بعد از جنگ جهاني دوم متولد شد). بر اساس اين قرارداد ايالت متحده آمريکا قيمت دلاري هر اونس طلا را در سطح 35 دلار تثبيت کرد و پولهاي ساير کشورها با نرخ ثابتي نسبت به دلار تعريف شدند.

 

انتظار کاهش يا تضعيف ارزش دلار آمريکا در مواجه با کسري تراز پرداخت در اوايل 1971 از دلايل فروپاشي نظام برتون وودز بود. اين مساله منجر به خروج وسيع سرمايه از آمريکا شد به طوري که نيکسون رييس جمهور وقت آمريکا قابليت تبديل دلار به طلا را لغو نمود.

 

قابل ذکر است وقتي ارزش پول يک کشور کاهش پيدا کند صادرات آن افزايش و واردات آن کاهش مي يابد و از اين طريق کسري تراز پرداخت ها از بين مي رود به تبع اين امر اقتصاد قوي مي شود، بيکاري در اقتصاد پايين مي آيد و نرخ رشد اقتصادي و فعاليت اقتصادي بالا خواهد رفت.

 

• از آنجا اقتصاد هاي ملل مختلف در جهات گوناگونی حرکت کردند و يک سري تعديلات لازم بود. محدوديتهاي ورود و خروج سرمايه توسط بيشتر کشورها حذف شدند. شرکت کنندگان اصلي بازار ارز براي تعديل کردن نرخهاي ارزشان بر اساس ارزشهاي مورد انتظارشان آزاد گذاشته شدند. (نظام نرخهاي شناور ارز) قابل ذکر است در نظام شناور ارز، عرضه و تقاضا، تعيين کننده قيمت ارز مي باشد. بنابراين افزايش عرضه يا کاهش تقاضا يک ارز در بازار موجب کاهش قيمت و افزايش تقاضا يا کاهش عرضه موجب افزايش قيمت ارز مورد معامله مي شود.

 

• بانکها که مي خواستند براي خدمات دهي به مشتريانشان حداکثر بهره وري را از شناور بودن نرخ ارزها به دست آورند فعالانه به تجارت با يکديگر پرداختند و در نتيجه بازار بين بانکي (interbank) ايجاد شد.

 

در حال حاضر بازار ارز که ارزش معاملات آن روزانه بالغ بر 1.5 تريليون دلار مي باشد، هر فرصت سرمايه گذاري در هر بازاري را کوچک جلوه مي دهد.

 

بازار فارکس چيست ؟

بازار فارکس، در سال 1971، وقتي نرخهاي خريد و فروش ارزها تحت نظام شناور ارز درآمدند، ايجاد شد.

 

بازار فارکس ( خريد و فروش ارز) بزرگترين بازار در جهان مي باشد، ارزش معاملات روزانه اين بازار بالغ بر 1.5 تريليون دلار است که در قياس با گردش 10 بيليون دلاري بازار سهام آمريکا حجم معملات بسيار بيشتري را شامل مي شود.

بازار فارکس مکان مرکزي سازمان يافته اي ندارد، در اين بازار معاملات ارزي از طريق کامپيوتر و تلفن از جاي جاي مختلف اين کره خاکي انجام مي شود .

بخش عظيمي از معاملات ارزي در بازار فارکس مربوط به خريد و فروش نقدي و لحظه اي ارز ( spot ) مي باشد. اين تبادلات ارزي بين دلار آمريکا و چهار ارز اصلي که عبارتند از پوند انگليس ، يورو اروپا ، سويس فرانک و ين صورت مي گيرد. اين چهار ارز در مقابل دلار خريد و فروش مي شوند.

 

تا سال 1998 اين بازار به بانکها و موسسات بزرگ اختصاص داشت که به خريد و فروش ارزهاي مختلف بين خودشان به منظور کسب سود هاي عظيم اقدام مي نمودند.

 

بازار ارز جهاني ( Forex or Fx) چيست؟

بزرگترين، كاراترين و پوياترين بازار مالي در جهان با گردش مالي روزانه 5/1تريليون دلار (سي برابرحجم معا ملات روزانه بازار سهام و اوراق قرضه و خزانه داري امريکا ).

 

فارکس خريد يک ارز و فروش ارز ديگر در يک بازارover the counter ( بازاري که مکان فيزيکي ندارد) مي باشد که ارزها به صورت جفتي معامله مي شوند مانند (EUR/USD). حجم عظيمي از اين معاملات ارزي به جاي نقل وانتقال واقعي ارز,ازطريق بدهکار و بستانکار کردن حسابهاي بانکي انجام مي شود. با توجه به اينکه همه ملل بسوي جهاني سازي اقتصاد پيش مي روند و همه فعاليتهاي اقتصادي نهايتا بايد به پول برگردانده شوند فعاليت اين بازار ادامه خواهد يافت و هرگز متوقف نمي شود!

 

چرا نرخ ارزها مدام تغييير مي کند؟

منحنيهاي عرضه و تقاضاي ارزيک کشور در طول زمان جا به جا ميشود و همين انتقال باعث بروزتغييرات دائمي نرخ ارز خواهد شد. اين جا به جايي ممکن است براثر تغييير سليقه مردم نسبت به توليدات داخلي و خارجي، رشد متفاوت اقتصادي، تفاوت نرخهاي تورم در کشورهاي مختلف، تغييير در نرخهاي بهره، تغيير در انتظارات، مداخلات بانک مرکزي جهت انجام سياستهاي پولي و ... به وجود ايد.

چرا اشخاص بنگاهها و بانکها مي خواهند پول خود را با ساير ارزها مبادله کنند؟

وقتي جهانگردان قصد مسافرت به کشورهاي ديگر را داشته باشند براي خريدهاي ضروري خود نياز به تبديل پول کشور خود با پول آ ن کشورها دارند لذا تقاضا براي پولهاي خارجي يا ارز افزايش مي يابد . به همين ترتيب وقتي يک فرد يا بنگاه بخواهد در ساير کشورها سرمايه گذاري کند نياز به پول خارجي دارد به عنوان مثال وقتي سرمايه گذاران اروپايي بخواهند سهام هاي امريکا يا اوراق قرضه صادر شده توسط دولت امريکا را خريداري کنند براي اين منظور درابتدا بايد پولشان (يورو) را بفروشند ودلار بخرند. قابل توجه است که حجم نسبتا کوچکي از معاملات ارزي روزانه در بازارهاي ارز به معاملات تجاري معمول و سرمايه گذاريها اختصاص مي يابد. ساير معاملات ارزي توسط تجار, بانکها و سفته بازيها انجام مي شود که جهت به دست اوردن سود کوتاه مدت و اني با توجه به تغييرات مورد انتظار در نرخ برابري ارز به خريد و فروش ارز اقدام مي کنند. پيشرفت ارتباطات بين المللي و وجود بازارهاي ارز 24 ساعته در سرتاسر جهان نيز برشدت اين معاملات افزوده است.

 

مکان مرکزي بازار فارکس کجاست؟

برعکس بازارهاي سهام که مکان فيزيکي مشخصي دارند معاملات در بازار جهاني ارز در مکان خاصي متمرکز نشده است. بازار فارکس يک بازار بين بانکي مي باشد که در حقيقت معاملات بين طرفين از طريق تلفن يا شبکه الکترونيکي (SWIFT or Internet) هدايت و کنترل ميشود. البته شبکه سوئيفت توسط بانکها مورد استفاده قرار مي گيرد. در واقع زبان مشترک بانکداري بين المللي شبکه سوئيفت مي باشد.

 

 

 

SWIFT: Society Worldwide Interbank Financial Telecommunication

 

چه زماني بازار فارکس گشايش مي يابد؟

عدم وجود يک مکان فيزيکي بازار فارکس را به يک بازار 24 ساعته تبديل کرده که با بازگشايي هر يک از مراکز مالي در جهان اين بازار پيش مي رود به طوري که معاملات ارزي در طول شبانه روزتنها با يک تلفن يا با استفاده ازشبکه اينترنت امکان پذير است.

 

سيکل بازگشايي مراکز مالي جهان بدين ترتيب مي باشد: نيوزلند، سيدني، توکيو، هنگ کنگ، سنگاپور، بحرين، فرانکفورت، زوريخ، پاريس، لندن، نيويورک، شيکاگو و لس انجلس. اما بزرگترين و مهمترين مرکز مالي بازار جهاني ارز همانا لندن است. بعد از لندن بازارهاي ارزي نيويورک و توکيو قرار دارند در ساير مراکز مالي معاملات کوچکتري صورت مي گيرد.

بنابراين بر خلاف ساير بازارهاي مالي جهان بازيگران بازارمي توانند در طول 24 ساعت از هر گونه حوادث سياسي، اقتصادي و اجتماعي که باعث نوسان در اين بازار مي شود، استفاده کنند (روز يا شب).

 

چه کساني در بازار فارکس شرکت مي کنند؟

بازار فارکس يک بازار بين بانکي ناميده مي شود، به اين دليل که بازيگر کهنه اين بازار همانا بانکها اعم از (تجاري، مرکزي و سرمايه گذاري) بوده اند. اما در حال حاضر بازيگران اين بازار علاوه بر بانکها شرکتهاي چند مليتي، تاجران، شرکتهاي بيمه، شرکتهاي صادرات و واردات، صندوقهاي بازنشستگي، سفته بازان، کارگزاران و اشخاص حقيقي هستند.

 

چه ارزهايي بيشتر در بازار فارکس معامله مي شوند؟

در اين بازار ارزهايي انتخاب مي شوند که هميشه عرضه و تقاضا در مورد ان ارز وجود دارد و پاسخگوي نيازهاي بين المللي هستند (همچنين ارز کشورهايي که داراي دولتهاي با ثبات و تورم پايين هستند).

 

امروزه بيش از 85% معاملات روزانه بر روي ارزهاي اصلي که همانا دلار امريکا، ين، يورو، پوند انگليس، سويس فرانک، دلار کانادا، دلار استراليا مي باشند، صورت مي گيرد.

 

چرا تجارت فارکس به عنوان يک فرصت تجاري مورد توجه قرار مي گيرد؟

- بازار 24 ساعته ( از دوشنبه تا جمعه)

- نقدشوندگي بالا (ارزش روزانه معاملات 5/1تريليون دلار)

- هزينه معاملات پايين

- استفاده از هر دو جهت بازار (افزايش قيمت يا کاهش قيمت)

- بازار کارا ( بر خلاف بازار نا کارا که اطلاعات مالي و پولي ومرتبط با فعاليتهاي بازرگاني در دسترس نيست)

 

- معاملات اهرمي ( Leverage) اعتباري که در اين بازار توسط کارگزاران به مشتريان داده مي شود 100 تا 200 برابر سرمايه اوليه مشتري است.

 

منظوراز "معامله درهردوجهت بازار" چيست؟

برخلاف بازار سهام که معامله بايد با خريد اغاز و با فروش پايان يابد در بازار ارز جهاني معامله را هم با فروش و هم با خريد مي توان اغاز کرد. بدين مفهوم که ميتوان يک ارز را در قيمت بالاتر فروخت و پس ازکاهش قيمت همان ارز را خريد. يکي از دلايل جذابيت اين بازار همين نکته است که مي توان از تمام نوسانات چه در جهت افزايش و چه در جهت کاهش سود برد.

 

منظور از " معاملات اهرم يا اعتباري " چيست؟

با توجه به اينکه نرخ ارزها تا چهار رقم بعد از اعشار اعلام مي شود به جز ين (واحد پول ژاپن) که تا دو رقم بعد از اعشار اعلام ميشود معامله گران بازار قادر هستند که با سيستم معا ملات اهرمي از نوسانات بسيار کوچک بازار به نفع خود استفاده نمايند. بدين مفهوم که کارگزار که رابط بين مشتري و بازار است يک اعتبار مجازي به سپرده مشتري مي دهد که بعضي کارگزاران اعتباري برابر 1:100 را به مشتريان خود مي دهد يعني اين کارگزاران هر مقدار پول مشتري جهت معامله را صد برابر مي نمايد وسود يا زيان حاصل از معامله را به سپرده اوليه مشتري نزد بانک اضافه يا کم مي کنند. بنابراين اين اهرم همانند يک شمشير دو لبه است که هم در جهت سود و هم در جهت زيان کاربرد دارد.

 

نحوه ورود به بازار ارز جهاني چگونه است؟

همانطور که ذکر شد بازار فارکس يک بازار بين بانکي است بدين مفهوم که بازيگر کهنه و اصلي اين بازار همانا بانکها هستند ولي براي حضور End- Users (سفته بازان، مديران پول، شرکتهاي سرمايه گذاري و....) در اين بازار کارگزاران (Brokers) هم به جمع شرکت کنندگان اين بازار اضافه شده اند.

 

همانطور که ميدانيد در بازار سهام عمليات خريد و فروش از طريق کارگزاران انجام مي شود. در واقع کارگزاران سفارشات مشتري را انجام ميدهند و بابت حق العمل خود کميسيون دريافت مي کنند .

 

در بازار فارکس هم به همين منوال است يعني کارگزاران از طريق شبکه هاي الکترونيکي به بانکها متصل مي شوند و در هر لحظه نرخهاي ارز را از بانکهاي مختلف ( محرمانه نزد کارگزار) جمع اوري مي کنند و سپس از طريق نرم افزاراختصاصي معامله که در اختيار مشتريان خود قرارداده اند نرخهاي ارز را بواسطه شبکه اينترنت به نرم افزارفوق الذکر ارسال مي نمايند. مشتريان نيز سفارشات خود را از طريق همان نرم افزار به کارگزار مربوطه ارائه ميکنند البته استفاده از تلفن براي عمليات فوق الذکر امکان پذير است.

سفارش مشتري شامل سه جزء ميباشد: نوع ارز، قيمت، تعيين خريد يا فروش و سايز معامله.

 

بر اساس همين چهار متغير کارگزار اقدام مي کند. ولي کارگزاران بازار ارز همانند کارگزاران بازار سهام کميسيون دريافت نمي کنند بلکه اختلاف قيمت خريد و فروش به عنوان درآمد آنها محسوب مي شود بنابراين براي ورود به بازار فارکس انتخاب يک کارگزار الزامي است مگر اينکه يک بانک خود به طور مستقيم با مشتريان وارد قرارداد شود.

 

براي انجام معاملات ارزي مشتري بايد با يک کارگزار يا بانک قرارداد بسته و مبلغي را به عنوان سپرده در بانکي که کارگزار مشخص مي کند، سپرده گذاري کند. اين سپرده به عنوان پشتوانه انجام معاملات مي باشد و به نام خود مشتري گشايش مي شود. سپس کارگزار نام کاربري و شماره رمز ورود به حساب را به مشتري ميدهد تا بوسيله انها مشتري بتواند از طريق نرم افزاري که در اختيارش قرار گرفته از طريق شبکه اينترنت به حساب شخصي خود دسترسي پيدا کند و به انجام مبادلات ارزي مبادرت ورزد و هر گونه تغيييري که در اثر انجام معاملات ارزي حاصل مي شود را به طور آني در حساب خود ملاحظه نمايد.

مثال:

شخص X نزد کارگزار A که داراي 1:100 leverage و تفاوت نرخ خريد و فروش 0.0005 است يک حساب در بانکي که کارگزار اعلام کرده به ارزش 20000 دلار گشايش مينمايد. شخص X بعد تجزيه و تحليل خود به اين نتيجه مي رسد که قيمت يورو کاهش پيدا خواهد کرد و بايد يورو را بفروشد به همين دليل تصميم مي گيرد با 5% پول خود اين معامله را انجام دهد يعني با 1000 دلار از سپرده خود اين معامله را انجام دهد. با توجه به اينکه اين کارگزار اعتباري برابر با 1:100 به مشتريان خود مي دهد

 

بنابراين شخص X با 100000 دلار وارد بازار ميشود در حالي که از اين مقدار 1000 دلارآن پول خود شخص مي باشد . در همان لحظه نرخ يورو به اين ترتيب بوده است:

 

نرخ فروش

نرخ خريد

1.1290                                                                                                                                                                                                                   

1.1295

شخص X با 100000 دلار، يورو را در نرخ 1.1290 مي فروشد.

اگر پيش بيني درست باشد:

نرخ فروش

نرخ خريد

1.1265

1.1270

در اين صورت شخص X مي تواند يورو را در نرخ 1.1270 بخرد و از اين معامله 0.002 يا اصطلاحا 20 يوينت سود کسب کند که برابر با 200 دلار است. در نتيجه سپرده مشتري به ميزان 200 دلار افزايش مي يابد. 20200=200+20000

اگر پيش بيني اشتباه باشد :

دراين صورت شخص X بايد يورو را به نرخ 1.1310 بخرد که در نتيجه اين معامله 200 دلار متضرر مي شود و حسابش به 19800 دلار تقليل مي يابد.

حال اگر شخص X درصد بيشتري از پول خود را وارد بازار کند به همان نسبت سود يا زيان بيشتري را متحمل خواهد شد.

اين چنين معامله اي ممکن است در ظرف پنج يا پانزده دقيقه صورت گيرد!

 

ابزارهاي بازار فارکس :

مهترين نوع معامله ارز شامل پرداخت و دريافت ارز طي دو روز کاري پس از روزي است که طبق توافق طرفين معامله انجام شده است. بدين مفهوم که بانک فروشنده ارز تا 2 روز کاري فرصت دارد ارز را به بانک خريدار تحويل دهد و اين همان فاصله اي است که تعاملات در بازار spot fx انجام ميشود. دوره دو روزه يا 48 ساعته زمان لازم براي ارسال اسناد بدهکار و بستانکار به حسابهاي بانکي مربوط در داخل و خارج است. اين نوع معامله، معامله نقدي(spot) نام داشته و نرخ مبادله را نرخ نقدي ارز مي ناميم.

 

اگر تبادلات در سايز بزرگ صورت گيرد اين نرخ را اصطلاحا نرخ بين بانکي (interbank exchang rate) و بازار مربوطه را بازار عمده فروشي ارز (wholesaler) مي گويند و اگر تبادلات در سايز کوچک صورت گيرد اين نرخ را اصطلاحا نرخ تجاري (commercial exchange rate) و بازار مربوطه را بازار خرده فروشي ارز (retail sale) مي نامند. اين نوع معاملات تقريبا 3/1 بازار معاملات ارزجهاني را تشکيل مي دهند.

 

علاوه بر معاملات نقدي، معاملات سلف (پيش فروش) نيز داريم، معاملات سلف (Forward) قراردادي است که بر اساس آن خريد يا فروش مقدار معيني ارز در آينده با نرخ مورد توافق امروز ( نرخ سلف) تضمين مي شود. بنابراين براي هر ارز در هر لحظه دو نرخ وجود دارد: نرخ نقدي و نرخ سلف.

 

معاملات سلف معمولا براي يک ماه، سه ماه و شش ماه انجام مي شود.

 

اشخاص يا بنگاه هايي که در آينده يک دريافت يا پرداختي به ارز دارند همواره در معرض خطر نوسانات ارزي قرار دارند به همين منظور وارد بازار سلف ارز مي شوند تا مجبور نباشند به دنبال نوسان نرخ ارزها مبالغ بيشتر يا کمتر با پول داخلي دريافت يا پرداخت نمايند. اصطلاحا به اين روش هجينگ ارز مي گويند که هدف معامله گر سود نيست بلکه عاملان ارزي با هجينگ، خود را در مقابل نوسان اتي نرخ ارزها بيمه مي نمايند.

 

 

سوآپ (Swap): عبارتست از خريد نقدي ارز و فروش همان ارز در بازار سلف ارز يا بالعکس. به عبارت ديگر سوآپ عبارتست از انجام دو معامله ارزي در يک زمان با سر رسيدهاي متفاوت. خريد نقدي ارز و فروش وعده دار همان ارز و يا خريد وعده دار ارز و فروش نقدي همان ارز، با سواپ خطر تغييرات نرخ ارز از بين مي رود و سواپ ارز موجب بيمه ارز ميشود.

اختيارات(options): اختيار خريد يا فروش يک ارز در آينده، بر اساس مقدار و نرخي که از پيش تعيين شده.

 

روشهاي مختلف معامله گري :

 

غربالگري (scalping ): اين روش براي انجام معاملات در فواصل زماني بسيار کوتاه استفاد ه مي شود. به طوري که که معامله گر سعي مي کند از نوسانات بسيار کوچک به نفع خود اسفاده کند. البته تعداد معامله گر هايي که اين روش را به طرز موفقيت آميزي انجام مي دهند بسيار کم است. شايان ذکر است که از اين روش بيشتر کارگزاران بازار استفاده مي کنند.

 

روش آونگي (swing ): از اين روش زماني که بازار روند مشخصي ندارد و قيمت بين دو سطح مشخص نوسان مي کند استفاده مي شود. در اين مورد معامله گر منتظر مي ماند تا در سطوح کف يا سقف اقدام به پذيرش ريسک کند. يعني در کف اقدام به خريد و در سقف اقدام به فروش مي نمايد.

 

روش گريز (breakout ): در اين روش معامله گر منتظر گذشتن قيمت از سطحي مشخص است که خود نشاني از ادامه روند قيمت دارايي مورد نظر است.

توضيح : منظور از سطوح مشخص همانا support and resistance مي باشد.

 

روش تحليل:

در بازارتجارت ارز خارجي (FOREX) دو روش تحليل براي خريد و فروش وجود دارد که در ذيل به شرح آن مي‌پردازيم:

- تجزيه و تحليل بنيادين(Fundamental):

تجزيه و تحليل‌هاي بنيادين به عوامل تاثيرگذار بر بازار مي‌پردازد و معامله‌گر تمايل دارد تا به کمک آن تغييرات اقتصادي و تاثير آن بر نرخ ارزهاي خارجي را پيش‌بيني کند.

اغلب، جو خصومت آميزي بين معامله گران بنيادين و فني (technical) وجود دارد و هر کدام به ديد گاه ديگري بي‌حرمتي مي‌کنند. واضح است که اين کار اشتباه است چرا که هردو ديدگاه قابليت‌هاي زيادي دارند و تلفيقي از اين دو ديد گاه نتايج عالي در بر دارد.

مزيت اصلي تجزيه و تحليل هاي فني (technical) قابليت ورود به بازار و خروج از آن در زمان کاملاً مشخص و دقيق و مناسب است. در حالي که در ديدگاه بنيادين بيشتر به نقطه نظرات هدايتي طولاني مدت اشاره مي‌شود. در تجزيه و تحليل بنيادين، جنبه‌هاي زيادي در نظر گرفته مي شود و بسياري از آمارهاي اقتصادي ماهانه و سه ماهه نمايانگر استحکام و دوام اقتصادي است.

اين تحليل ها شامل تغيير و تحولات احتمالي در نرخ هاي سود کوتاه و بلند مدت است که در روندهاي ارز خارجي از اهميت شاياني برخوردارند. به طور کلي نرخ بالاي بهره کوتاه مدت يک ارز را ساپورت مي کند مگر آنکه ثبات آن تحت تاثير فشار زياد و نوسانات قيمت تضعيف شود.

تجارت بين المللي و جريان‌هاي سرمايه‌گذاري به دقت دنبال مي شوند تا دوام و استحکام نسبي خريد و فروش در معاملات نقدي و بازرگاني ارزيابي شود.

حوادث و رويدادهاي سياسي مثل انتخابات يا انتصاب هيات وزرا، اغلب اثرات مهمي بر بازارهاي ارز خارجي دارد که به سياست و خط مشي که در زمينه اقتصاد اعمال مي شود بستگي دارد.

خط مشي پولي نيز به دقت دنبال مي‌گردد که در آن از نشانگرهايي را که در ايجاد چنين تصميمات سياسي مؤثرند نيز شکل مي‌دهند. ذخائر پولي، مداخلات بانک مرکزي و نرخ سودهاي کوتاه مدت همگي فاکتورهاي مهمي در تجزيه و تحليل هاي ديدگاه بنيادين هستند.

تبادلات ارز هاي تجاري، بهترين شيوه براي در نظر گرفتن و بررسي شرايط اقتصادي يک کشور است. حتي در آسياي جنوب شرقي حوادث و رويدادهاي نيمه دوم سال 1997 نتايج خود را وقتي نشان داد که بنيان اقتصاد کشورها از هم پاشيد و اين بهترين شيوه براي سود بردن از فروش ارز مربوطه است.

شرايط اقتصادي با دوام تر و با ثبات ايالات متحده آمريکا در مقايسه با کشورهاي قاره اروپا منجر به بالا رفتن ارزش ارز ايالات متحده آمريکا طي سال 1997 شد. اگر بخواهيم دوباره به مبحث ديدگاه بنيادين در مقابل ديدگاه فني، باز گرديم بايد بگوييم که هيچ کدام از اين ديدگاه ها در تضاد با ديدگاه ديگر نبودند.

 

-تحليل فني (Technical Analysis):

تحليل فني عبارت است از بررسي نرخ‌هاي قبلي و روند فعاليت ارز به منظور پيش بيني تغييرات قيمت در آينده.

اصلي ترين نکته در انجام تحليل فني آن است که تغيير قيمت شاخص کوچکي از کل اطلاعات بازار است و الگوهاي تغييرات قيمت تمايل به تکرار خود دارند. با اين حال مهمترين مشکل تحليل فني تاخير آن مي باشد!

يکي ديگر از دلايل مهم انجام تحليل‌هاي فني آن است که تغييرات قيمت بصورت اتفاقي رخ نمي‌دهد و دربيشتر مواقع الگوهاي مشخصي دارند. گرچه به نظر مي رسد اين موضوع براي هر کس که تا به حال يکبار به جدول نگاه کرده باشد حقيقتي واضح است اما در مورد اين مساله بحث داغي در محافل دانشگاهي در جريان است.